![]() |
![]() |
|
| سلام ای غم لحظه های جدایی |
یه مدتیه دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم یعنی هممون این جوری شدیم من و دوست جونام واسه این اقا امیر ما دعا کنید یه کوچولو مریض شده نمیگه اخه ما دیگه تحمل مریضیشو نداریم تو این ماه رمضونی هر وقت دلتون خواست با خدا حرف بزنید بهش بگید که ما گناه داریم قبول اما اخه این چه گناهیه که عذابش این همه زیاده؟ بگید اون که از همه مهربون تره مگه تو نیستی مگه ما ها بنده هات نیستیم؟ پس چرا این همه نامهربونی ای خدای مهربونی ها؟ بگید از سر تقصیراتمون بگذره واسه همه دعا کنید واسه همه گرفتارا پول ندارا مریضا از همه مهم تر واسه امیر ما و مامان یکی از دوست جونامم خیلی دعا کنید محتاجیم به دعا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|